![]() |
![]() |
|
| No Kill Animals |
|
فریتهیوف شوئون کیست؟
فریتهیوف شوئون فریتهوف شووآن در 1۸ ژوئن سال ۱۹۰۷ متولد شد. پدرش آلمانیتبار بود، در حالی که مادرش از خانوادهای آلزاسی بود. پدرش ویولوننواز کنسرت بود و در خانه آنها نه تنها موسیقی، بلکه ادبیات و معنویت نیز وجود داشت. شووآن تا زمان مرگ نابهنگام پدرش، در شهر بازل سوئیس به مدرسه رفت. بعد از مرگ پدر، مادر به همراه دو پسر نوجوانش، نزد خانوادهاش در مولهاوزه (Mulhause) فرانسه بازگشت و به این ترتیب شووآن مجبور شد تابعیت فرانسوی داشته باشد. تحصیل او در دو کشور آلمان و فرانسه سبب شد بر این دو زبان تسلط پیدا کند و از دوره جوانی که در جستوجوی حقیقت متافیزیکی بود، به خواندن اوپانیشاد و باگاوادگیتا گرایش پیدا کرد. در مدت زمانی که در مالهاوس زندگی میکرد، با آثار فیلسوف و شرقشناس فرانسوی، رنه گنون، آشنا شد و این آشنایی، کشف و شهودهای عقلی وی را قوت بخشید و پشتوانهای برای اصول متافیزیکیای که در جستوجویشان بود، فراهم آورد. شووآن پس از یک سال و نیم خدمت در ارتش فرانسه به پاریس عزیمت کرد و در آنجا به عنوان طراح پارچه مشغول به کار شد و همزمان با آن به یادگیری عربی پرداخت. زندگی در پاریس این فرصت را نیز برایش فراهم کرد که خیلی بیشتر از گذشته، با جلوههای گوناگون هنر سنتی روبهرو شود، بویژه جلوههای هنری مشرقزمین که از دوران جوانی علاقه شدیدی به آنها داشت. این دوره آشنایی با دنیاهای سنتی با نخستین دیدار وی از الجزایر در سال ۱۹۳۲ کاملتر شد. پس از این سفر بود که با شیخ احمد العلوی معروف ملاقات کرد. در دومین سفر وی به شمال آفریقا در سال ۱۹۳۵، به الجزایر و مراکش رفت و در فاصله سالهای ۱۹۳۸ و ۱۹۳۹ به مصر سفر کرد و در آنجا با رنه گنون ملاقات کرد. وی با گنون، ۲۰ سال مکاتبه داشت. پس از خدمت در ارتش فرانسه و رهایی از اسارت آلمانیها، با کسب ملیت سوئیسی، چهل سال در آن کشور زیست. شوئون دین را موضوعی اصلی و محوری در فرهنگ و تمدن بشری میدانست و بر خلاف بعضی فلاسفه متجدد غربی برای آن احترام بسیاری قائل بود. نیایش و ارتباط دائم با خدا برای وی رسالت اساسی انسان بر روی زمین است. در طول سالهای اقامت وی در سوئیس، پیوسته از جانب دینپژوهان معروف و اندیشمندان شرق و غرب درخواستهای ملاقات دریافت میکرد. وی در سال ۱۹۴۹ ازدواج کرد. همسر وی یک سوئیسی ـ آلمانی بود که در فرانسه تحصیل کرده بود و علاوه بر علاقهمندی به دین و ماوراءالطبیعه، نقاش خوشذوقی هم بود. وی به همراه همسرش به بسیاری جاها سفر کرد. در دیگر سفرهای خود به اندلس و مغرب رفت و در سال ۱۹۶۸ از خانه مریم مقدس در افسوس دیدار کرد. وی در سال ۱۹۸۰ به اتفاق همسرش به ایالات متحده مهاجرت کردند و تا سال ۱۹۹۸، زمان فوتش، به نوشتن ادامه داد. اندیشه فریتهوف شووآن یکی از سرشناسترین نمایندگان مکتب حکمت خالده میباشد و فیلسوفی است که در گرایش متافیزیکی شانکارا و افلاطون شهرت دارد. وی بیش از ۲۰ کتاب با موضوعات متافیزیک، معنویت و نژادی نوشتهاست. علاوه بر این، به طور منظم برای مجلات دینشناسی تطبیقی در اروپا و آمریکا مقالاتی نگاشتهاست. آثار شووآن در نوشتههای پژوهشی و فلسفی بسیاری مورد نقد و بررسی قرار گرفته و تحسین دانشمندان و صاحبنظران این حوزه را برانگیختهاست. تی. اس. الیوت در باره اولین کتاب وی، وحدت متعالی ادیان چنین نوشت: «در زمینه مطالعه تطبیقی دنیای شرقی و غربی، کار تحسینبرانگیزی است.» رنه گنون، فیلسوف فرانسوی، و آناندا کوماراسوآمی، شرقشناس و استاد دانشگاه هاروارد، دیدگاه سنتباوری یا جاودانگرایی را در آغاز قرن بیستم مطرح کردند که اساس این دیدگاه برگرفته از آموزههای ساناتانا دارما از پیروان حکمت هندوست. این نظریه را اکهارت و افلاطون در دنیای مسیحی مدون کردند که در اسلام نیز به شکل تصوف یافت میشود. هر دینی (مذهبی)، گذشته از معنای ظاهری آن، جنبهای باطنی نیز دارد که امری ضروری، بنیادین و فراگیر است. چنین دیدگاهی، یکی از مشخصههای آثار شووآن است که علاوه بر آیینهای مذهبی، دیدگاههای جذابی درباره تاریخ، علم و هنر ارائه میکند. نخستین رویارویی وی با یک مُرابط که همراه با چند روستایی سنگالی، برای توضیح در باره فرهنگشان به سوئیس آمده بودند، الهامبخش اصلی نوشتههای وی بود. وقتی با وی گفتوگو میکرد، آن پیر، روی زمین دایرهای کشید و گفت: خدا در مرکز قرار دارد و همه راهها به او منتهی میشوند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط HUMAn |
|
|
حکمت خالده
خرد جاویدان یا حکمت خالِده اصطلاحی در عرفان و فلسفه است که نخستین بار در غرب، آن را اگوستینوس استویکوس در سال ۱۵۴۰ به کار برد و آن را لایبنیتس در نامهای که در سال ۱۷۱۵ نوشت بر سر زبانها انداخت. در آن نامه، لایبنیتس نوشت که وقتی سخن از دریابی حقیقت در نوشتههای فیلسوفان یونان باستان و تفکیک نور از ظلمت میآورده، به خرد جاویدان علاقهمند بودهاست. اما مدتها واقعیت خرد جاویدان تحتالشعاع جریان رایجتر فلسفه غیردینی غرب که مبتنی بر نظریه تکامل تدریجی تفکر بشری و نزدیکی به حقیقت است، قرارگرفت. فقط در طی این قرن است که به برکت کشف مجدد سنت در غرب و شواهد حضور یک آموزه مابعدالطبیعی جاویدان و جهانی در بطن سنتهای معتبر مفهوم کلیدی خرد جاویدان بار دیگر مطرح شد. خرد جاویدان، همان سنت مقدسدین هندو و حکمت لدنیه در اسلام است. در واقع خرد جاویدان، غیر از معنایی که فیلسوفان اروپایی پس از قرون وسطا از آن میفهمیدهاند، در نوشتههای رنه گنون، آننده کوماراسوامی، فریتیوف شوئون، تیتوس بورکهارت، مارتین لینگز، ویلیام استودارت و سید حسین نصر معنای اصیل خود را یافتهاست. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط HUMAn |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
(مطالب وبلاگ ارتباطی به عنوان آن ندارد)
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 |
|
RSS
|